قدمت رو چشمای من ، ماهِ پر از برکت و خوشبختی ... حضرتِ عشقم ، نعمتشُ بر من تموم کرد با اومدنت ، منت گذاشتی رو سرِ منُ دلم و زندگیم ، فرق دادی امسالمُ با همیشه ...
خوشبختی یعنی همین که شبهای قدرِ امسال ، بر عکسِ سال های پیش تقدیرمُ زودتر از " موعد " مینویسی .
مهربونترینم ، عشقِ قلبم ، همین که حواست به من هست خوبه ♥
هیچی ندارم بگم واسه این معجزه ی تمامُ کمالت . انگار تو تمومِ این سال ها دستاتو گذاشتی رو چشمام تا برسم به خرداد نودُ پنج ، بگی حالا الان همین موقع باز کن چشاتُ
من ، اینجا ، وسطِ بهشت ، آخ ..
چـی صدات کنم ؟ کدوم اسمِ قشنگتُ ورد لبام کنم تا آروم بگیره این دل .
بازم بخون تو قلبم ، تو جون و دلم وَ مَا يُـدرِيكَ لَعَـلَّ الـسَّاعَةَ تَكُـونُ قَرِيبًا . . .
تو با منی انگار