بعضی وقتا تکیه کردن به تو میشه سخت ترین کارِ دنیا ، وقتی پرُ بالم بستست ُ همه ی تعلقاتِ زمینی گرفتارم کرده ، اینکه انقد دلشوره رو دلم سنگینی میکنه که زمین گیر میشم ، باید بتونم از منجلابِ وابستگیا جدا بشمُ  پرامُ  باز کنم و اوج بگیرم و رها شم از همه ساعتا و دقیقه هایی که هیچی نیستن اما همه چیمُ ازم میگیرن .

دلم میخواد سوارِ دوچرخه ی دو نفرمون بشم و فرمونُ بدم دستتُ سرمُ بزارم رو شونه هات ، بغلت کنم ُ تا اونجایی که میتونم رکاب بزنم ، تند تند ، انقدر که دور شم از این سرزمین ، فقط من باشم و تو . چشامُ سفت میبندم ُ محکمتر از همیشه بهت تکیه میکنم ، حتی نمیخوام ببینم که کجا میریم ، میرسیم یا نمیرسیم ، حسِ این لحظه ، حسِ اینکه شدی تنها پناهِ من انقدر به دلم آرامش داده که چشم بستم رو همه چـی تا فقط تو رو ببینم . با آرامش همه پیچ ُ خم ها رو میگذرونی ، هرازگاهی برمیگردی ُ بهم لبخند میزنی ، میدونم با تو ته این مسیر هرچـی که باشه غیرِ خوشبختی نیست . برات حرف میزنم ، از دلتنگی ها و غم هام میگم ، بهم یادآوری میکنی که یادم نره رکاب زدنُ ، حتی تو اشکام ، حتی تو دلشوره ها و دل آشوبه هام . یه لحظه هایی دنیا برام تاریک و سیاه میشه ، بریده بریده و لرزون صدات میزنم ، میگم که میترسم از این تاریکی ، میگم که کجا میبری من ُ ، صدای آروم و زلالت میپیچه تو بند بند وجودم وقتی میگی این فقط یه تونله ، صبر کن ، روشنیِ روز هم میرسه . آخ که چقد دلِ من بی طاقته و صبرُ حکمتِ تو لایزال، اشکام میریزن ، چقدر بودنتُ دوس دارم ، چقد تکیه کردن به تو خوبه ، انگار یکی هرچـی غم رو شونه هام بود برداشت ُ برد . ساعت ها و روزها میگذره ، من از رکاب زدن خسته میشم اما تو حتی یه لحظه هم نه چشماتُ بستی ، نه گله کردی ُ نه راه ُ گم . حتـی واسـه ثانیه ای لبخندِ مهربونتُ ازم نگرفتی . این آرامشت عجیب آروم میکنه قلبمُ . دوباره چشامُ میبندم ، سرمُ میزارم رو شونه هات ، دیگه نه باری رو دوشمه ، نه ترسی تو دلم ، نه از نرسیدن واهمه دارم نه از تاریکیِ راه دلگیر ، رکاب میزنم ُ صبوری میکنم ُ دل میدم به مصلحتِ  تو . . .

http://wall.rangirangi.com/wp-content/uploads/2016/04/5ccf0b27042479afeaf4b9e941eb506b-310x467.jpg

وقتـی تو دریـاییُ منِ کم لطف همش فکـرِ آب ،که  همـه چـی بجز تو سرابِ سراب . . .

آهنگِ وب [دانلود]

?  ۱۳۹۵/۰۴/۰۱    ف.میم  |