ارام بگير قلب ِ بي تاب ِ رسيدن ...ميدانم ، درد دارد ، اينکه به يکباره هزار تکه شوي و غم اين شکستن را به تنهايي به دوش بکشي ...ميدانم ، وجودت زخمي از افتادن هاست ،که انتظار چه بر سرت آورده ، باور کن همه ي اين ها را خوب ميدانم ...من به معجزه ي صبر ايمان دارم ، به پروانه شدن ، به تمام ِ روزهاي خوبي که انتظارش را مي کشيم ، به بهار شدن اين خزان . قلب من ، باور کن که روزي سهم تو هم لبخند مي شود ، باور کن که هر جاده اي را مقصدي ست و هر رفتني را رسيدن ! مگر ميشود شبي را صبح نباشد؟با من بيا که اين جاده بي تو به ناکجا اباد هم نخواهد رسيد ،میدانی اين مسيرِ متهي به عشق فقط تورا کم دارد و بس ...
رحيمِ کريمِ رئووف ، شکرانه ي الطافت را چگونه به جا آورد اين دل ِ شرمسار از مهرباني هايت ...