روزهای خوشرنگِ پاییزی یکی یکی میگذرن ُ هرروزش قشنگ تر از دیروزِ به لطفُ مرحمتِ حضرتِ عشق :)
خوشحالُ آسوده ُ آرومم ، بیشتر از سه ماه میگذره که این آرامش موندگار شده ُ دیگه من به معنای واقعیِ کلمه صبور شدم . قدم هام محکمُ دلم قرصه به بودنش ، به تلاشم ، به ایمانم ، به تپشِ قلب هام که هنوزم از سر عشقُ خواستن . دیگه بر عکسِ سالای گذشته نه کند میگذرهُ نه دیر ، نه با عذابُ مشقتُ دلتنگی ، شدم همش اُمید ، تمامُ کمال ... و این ثمرهُ میوه ی تکیه به توئه عزیزترینِ من . کنارمون باشُ دستامونُ محکم تر از همیشه بگیر پناهِ لحظه های من ُ ما :)
چند تا شکرت کنم ... ؟
دلتنگتونم رفقا ...♥