هرکه در این بزم مقرب تر است ، جامِ بلا بیشترش میدهند ...
اسم این روزا رو اگه جامِ بلا بزارم ، کفرِ محض ... ، وقتی سختیِ این سال های من ، یه لحظه ی نداشتنِ سلامتی نیست ، یه لحظه ی نبودنِ عزیزانت نیست ، وقتی منُ با یه آزمونِ ساده ی بی ارزش ، بزرگ کردیُ بهم درس زندگی دادی ، وقتی قدِ توانم ازم امتحان گرفتی ، وقتی ، وقتی که تو حواست به همه چـی هست ، از چـیُ کی بترسم عزیزترین ِ من ، نشونه هاتُ پررنگ کردمُ جاشونُ تو قلبم عمیق ... ، میبینمت ، نفس میکشم بودنتُ ، همین بسه برای روشنیِ راهِ من ، برای آرامشِ موندگارِ من ...

پناهِ آخرِ من باش ، شده رویات همه چیزم ، دارم ترسامُ هر لحظه تو آغوشِ تو میریزم ..